زن واژه ممنوعه

( تقديم به تو سارای عزيز و تقديم به تمامي آزاد زنان ايراني كه در راه سر افرازي ميهن و آزادي و دفاع از حقوق زنان مبارزه مي كنند )
از زنان نگویید از زنان ننویسید زن واژه ای است ممنوع شاید چون بر مبنای اسرائلیات او ابتدا از میوه ممنوعه خورده و آدم را نیز به خوردن آن واداشته است . شاید چون بر اساس خرافات او موجب شر است و با ابلیس همداستان شاید چون ...
این قصه های تکراری در طول حیات بشری (البته بعد از زندگی عشیره ای که زن در اقتصاد خانواده نقش به سزایی داشت ) گویی هنوز در قرن 21 برای خیلی ها طراوت خود را حفظ کرده است . امروزی می پوشند و می خورند و می نوشند و می زیند اما دوست دارند دیروزی بیاندیشند و منافع خویش را به هیچ قیمتی از دست ندهند .
به ما می گویند در این زمانه که ترمزها بریده و حیاتتان در معرض خطر است چقدر فغان حقوق زنان سر می دهید باید صلح باشد و امنیت باشد تا شما باشید و حقوقتان مطالبه شود . این پیام آشناست دیروز هم می گفتند باید اصلاحات حاکم شود و جامعه مدنی شکل گیرد و دموکراسی برقرارشود تا شما هم به حقوق خود دست یابید ...
یک روز به 8 مارس نزدیک تر شدیم . فعالان حقوق زنان در تلاشند و هرگروه کوچکی هدفی را پیش رو قرار داده و به سوی آن شتابان در حرکت است . تشکیلات دولتی خاموشی گزیده اند به واقع چیزی هم برای گفتن ندارند . اما در قم خبرهایی است قرار است با همایش ازدواج موقت همه التهابات جنسی جامعه کاهش یابد دختران و پسران نوجوان ، دختران مجرد و سن بالا و مردان متاهلی که باید دست به کار شوند و جور این همه مصائب را بکشند طفلکی ها و چه تحقیر می شود زن این روزها که روز اوست در سرزمینی که روزی به تختش می نشاندند و احترامش می کردند و سپاسش می گفتند.اين زنان بودند كه اولين فرمان آزادي را در سند الهي بر روي زمين خاكي امضاء فرمودند امضاي تو منم بتو اي هم رزم فروغ هستيها ، ترا سپاس فراوان دارم و از تو اميدهاي بسيار بدلساز كردم.زيراكه طلوع ترا در جهان امروز بفال نيك گرفتم و راز جهان را در تو جستم . ترا فراتر از خويشتن ميدانم و گهوارة جهان هستي را از آنسوي تا بدين سوي بفرمـان داوري و ژرفـاي دست تو سپردم. پـس ما را سامان ده و در دامنت پرتوئي از حقايق بگشا و راز انديشهات را بگو تا ما از فروغ بيكران تو راز هستي هستا را بپوئيم . تو خود بره گمكردگي، ناتواني و نابساماني فرزندانت آگاهي، درد ما از توست و درمان ما هم از توست. ترا دادار هستيبخش نعمتهاي فراوان ارزاني داشته، تو همه چيز داري ؛ زيبائي و مهر، عاطفه و دوستي، هستي، خرد و دانش، فروغ و آشتي و.. بالاخره راز نيكي. اينجاست كه ترا مسئول جهان كنوني ميخوانم و ميدانم كه ارزش تو بيش از اين بوده و هست.و با تو هم قسم خواهم شد كه باز پس گيرم هر آنچه را كه حق توست.

